تبلیغات
عــــــــــــــــــاشقانه - 13 رجب روز میلاد باسعادت مولای متقیان حضرت علی(علیه السلام) و روز بزرگداشت مقام پدر مبارک...
عــــــــــــــــــاشقانه
آمده ایم در این دنیا عشق و عاشقی یاد بگیریم پس عـــــاشقانه ....
چه ارزشی و مقامی از این بالاتر که فردی در رتبه امانت داری خدا قرار بگیرد و فرزند را که امانت خداوند است، بپروراند و رشد و پرورش دهد؟! مقام پدر، مقام مشارکت فعال در تعیین سرنوشت جامعه است. اگر خیر و صلاحی نصیب امت و جامعه­ای می­­شود، به آن علت است که پدرانی در امر تربیت و صلاح نسل، تلاش­هایی هدفدار انجام داده اند و نسلی شایسته و پاک پرورانده اند و چه سزاوار و مبارک است که روز میلاد مولای پرهیزگاران، امیرمؤمنان علی(ع) که از سلسله بزرگ­ترین، مهربان­ترین و بهترین پدران امت است، به نام «روز پدر» برگزیده شده است.


اسلام و احترام پدر
اصل بر رعایت حکم پدر است و بی اجازه او جز در واجبات نمی­توان گام برداشت.

فرزند، حق اهانت به پدر را ندارد و حتی نمی­تواند به او «اُف» بگوید.

فرزند، وظیفه دارد بال رحمت و عنایت خود را در زیر پای پدر و مادر بگستراند.

فرزند، در رابطه با پدر و مادرش وظیفه دعا و خیرخواهی دارد و باید از خداوند برای آنها طلب رحمت کند.

فرزند، در صورت امر پدر متعهد و مؤمن حتی نمی­تواند به عمل مستحبی مثل زیارت و نوافل بپردازد.

پدر در رابطه با امر تعیین سرنوشت برای فرزند، حق اولویت دارد.

عاق والدین، بوی بهشت را نمی­شنود.

حرمت پدر چون حرمت خداست و نمی­توان آبروی پدر را زیر سؤال برد و شخصیت او را خدشه­دار کرد.[160]



این گزارش از «پدر» می­گوید

«آن­که مرا در آغوش می­گرفت و با وجود خستگی پس از کارش به بیرون از خانه می­برد و برایم خوراکی­های رنگارنگ می­خرید، پدرم بود آن­که با بودنش احساس تنهایی نمی­کردیم و نیازهای عاطفی ما را پاسخ می­داد، پدرم بود و آن­که هر زمان نیاز به حمایتش داشتم به یاری­ام می­شتافت، پدرم بود.»

مژگان سعیدی درحالی­که مزار پدرش را با آب و گلاب می­شوید، این مطالب را به زبان می­آورد. او که به پیشواز روز پدر آمده می­گوید: هرچند که امسال پدرم در کنارمان نیست؛ اما یادش همیشه نزد ما زنده است. امروز آمده­ام با هدیه­ای معنوی: «الرحمان» و «صلوات». به گفته دکتر رفیعی، انتخاب روز تولد حضرت علی(ع) به عنوان روز پدر بسیار نیکوست.

این روان­شناس می­گوید: اینکه فکر کنیم فقط بزرگسالان باید به کودکان عشق بورزند، تفکری غلط است چنین ایامی بهترین زمان برای نشان دادن علاقه فرزندان به پدران است.


«حسین،ش» می­گوید: شاید برخی به حال من غبطه بخورند؛ چرا که من پدر دارم و ممکن است عده­ای پدر نداشته باشند؛ اما باید بگویم پدرم مدام به علت خلاف­های متعدد راهی زندان می­شود و آبرویی برای من، مادرم و خواهرم به جا نگذاشته است. ای کاش پدرم در زندگی­اش، علی(ع) را سرمشق خود قرار می­داد تا من هم این روز را چون دیگران برایش جشن می­گرفتم.


علی یوسفی، پدری که 60 سال از بهار عمرش می­گذرد می­گوید: قلب شکسته یک پدر را نمی­توان با مادیات و هدایا بهبود بخشید. پدران عشق و احترام می­خواهند.


لیلیا زمانی، کارمند می­گوید: همیشه باید روز پدر و مادر باشد، نه فقط یک روز خاص. وی می­افزاید: حتی یک گیاه هم نیاز به توجه مستمر و رسیدگی دارد، چه رسد به پدر و مادر که هر چه داریم از آنها داریم. باید بدانیم لحظاتی که کنار آنها هستیم، بسیار گرانبهاست.


آری. امروز روز پدر است. اگر احساس خود را برای چنین روزی مورد ارزیابی قرار دهیم، مسلماً شیوه رفتاری ما نسبت به والدین­مان دچار دگرگونی می­شود.

روزی پسر ز مهر پدر باخبر شود کو نی زخود به حکم طبیعت، پدر شود





روز پدر
همیشه از دلشادترین جهت خانه، خنده­تو برمی­خیزد. آن­گاه که ما را به جرعه­ای گوارا از عاطفه مهمان می­کنی، آسمان در اتاق آبی من است. وقتی آغوش گرم تو باشد _ که هست _ سایه آسایش مثل یک غزل دلچسب، همه­جا فراهم است. بارها دیده­ام وقتی می­خندی، خانه به تولدی دوباره از روشنی می­رسد، تا آن­جا که آینه­های تاقچه می­شکفند و گلدان مشعدانی به طراوتی بی­نظیر می­رسد. می­خواهم بگویم که قسمت عمده­ای از زندگی چند نفره ما، با همین خنده­های تو سپری می­شود. با عشق و با تلإلؤ.


کنار پنجره می­آیم و می­دانم این شاخه لطیف در لیوان گذاشته شده، می­داند که تو چقدر گل­تری! پنجره را می­گشایم و می­بینم دنیایی که تو نشانم داده­ای، چقدر مهربان است. الآن کنار آینه آمده­ام _ همان آینه قدیمی _ و خود را درون آن می­بینم4 ایستاده بر بلندای افتخار. پدری چون تو تکیه­گاه من است.


صدای خسته­ات را که با شب به خانه باز می­گردد، به تمامی نورها و عطرهای پیرامون ترجیح می­دهم. آمده­ای به خانه با کلیدهای تجربه در دست، از سمت تلاش­های مردانه و غرورآفرین. آمده­ای به خانه و تویی که تنها و همیشه در خانه اندیشه منی.

حکایات کوهمردی­ات، زمزمه­ای بس طولانی در ذهن زمان است. به اندرز می­خوانمش و چراغی در دست،راه خود پیش می­گیرم تا رفتن. تا رسیدن. پدر! شیوه زندگی را از چشم­هایت باید آموخت که برق محبت در خویش دارند و از دست­هایت باید آموخت که روایت سعی و صبوری­اند.


پدر، ای بهار من! من از تبار سبز توام؛ با بدرقه دعای همیشگی­ات. می­خواهم چیزی بگویم. هرچه می­گذرد دلسوزی­های پیش از اینَت بر من آشکار می­شود. بارها پیش آمده است که من بوده­ام و واقعه­ای دقیق و مقطعی حساس. من بوده­ام و چیزی جز راهنمایی­های تو نبوده است. من بوده­ام و تویی که همیشه­ات در سینه ستوده­ام. من در پناه ملاطفت تو، روز به روز رشد کرده­ام به هر سو نگریسته­ام، حرف­های رهگشای تو بوده است روبه روی ماجرای سختی به نامِ زندگی.






آورده‌اند که.....
مهرپدری
گویند پدر و پسر را نزد حاکم بردند که چوب بزنند اول پدر را بر زمین انداخته و صد چوب زدند آه نکرد و دم نزد بعد از آن پسرش را انداخته و چون یک چوب زدند پدرش آغاز ناله و فریاد کرد حاکم گفت: «تو صد چوب خوردی و دم نزدی به یک چوب که پسرت خورد این ناله و فریاد چیست؟» گفت:« آن چوب‌ها که بر تن می‌آمد تحمل می‌کردم اکنون که بر جگرم می‌آید تحمل ندارم».

پدر و پسری مهمان حضرت علی(ع) شدند. بعد از غذا خوردن، حضرت علی(ع) برای آنها آفتابه و لگن و حوله آورد تا دست خود را بشویند حضرت شخصاَََ نزد پدر رفت و آب ریخت تا دستش را بشوید. او خجالت کشید و عذر خواهی می‌کرد، ولی حضرت علی(ع) با اصرار دست او را شست. سپس علی(ع) آفتابه و لگن را به پسرش محمد حنفیه داد و فرمود:دست این پسر مهمان را بشوی. آنگاه فرمود:«اگر این پسر تنها بود، دستش را خودم می‌شستم اما خداوند دوست دارد آن جا که پدر و پسری هر دو حاضرند، بین انها در احترامات فرق گذاشته شود.»



درباره وبلاگ
در عجبم از کسانی فریاد دوست داشتن میزنند اما در عمل ....
اما کسانی هستند در سکوتند و عاشقانه دوست دارند...
بیایید بدانیم معنای دوست داشتن را ...
و بدانیم خداییست در این نزدیکی ...
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.