بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم
در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن
لحظه ای چند بر این آب نظر كن
آب ، آیینه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم
باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم
یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه كشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كنی از آن كوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم
ربیع حاجب مى گوید: روزى طبیبی هندى در مجلس منصور كتاب طب مى خواند، در حالى كه امام صادق علیه السّلام در آنجا حضور داشت. چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت، به امام ششم علیه السّلام گفت: دوست دارى از دانش خود به تو بیاموزم؟ حضرت فرمود: نه، زیرا آنچه من مى دانم از دانش تو بهتر است. طبیب پرسید: تو از طب چه مى دانى؟ فرمود: من حرارت را با سردى، و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشكى، و خشكى را با رطوبت درمان مى كنم، و مسأله تندرستى را به خدا وامى گذارم و براى تندرستى دستور پیامبر را به كار مى برم كه فرمود: «شكم خانه درد است، و پرهیز درمان هر دردى است، و تن را به آنچه خوى گرفته باید عادت داد».
ادامه مطلب
ادامه مطلب
خودارضائی، یا اِستِمناء و با جلق زدن از روشهای ارضاء میل جنسی است، این عمل با تحریک اندام جنسی شخص توسط خودش انجام میگیرد، معمولا انجام آن تا رسیدن به اوج لذت جنسی ادامه پیدا میکند،که در مردان همراه با بیرون پاشیدن مایع منی میباشد و در زنان بصورت اسپاسم (سفتی عضلانی)های همراه با لذت شدید در مهبل (واژن) میباشد. همچنین ابزارهایی وجود دارد که آمیزش جنسی را شبیهسازی میکند، از این رو استفاده از ابزارهای ماشینی نیز از جمله راههایی است که ممکن است زنان و مردان برای خودارضایی استفاده کنند.
استمنا یکی از روشهایی است که توسط مردان یا زنان برای خودارضایی صورت میگیرد. استمنا از نظر اسلام و دیگر ادیان مجاز نمیباشد.
عوارض استمنا
آسیب پروستات: استمنا اگر به صورت مکرر و اعتیادگونه انجام شود، باعث افزایش احتمال ابتلاء به سرطان پروستات در آینده میشود.
خستگی و کوفتگی مفرط: کلیهٔ اعمال جنسی انرژیبرند و موجب کمبود انرژی و تخلیهٔ ذخایر گلیکوژن میگردد . در صورت تکرار زیاد] میتواند باعث ایجاد خستگی و کوفتگی در بدن فرد شود.
گرفتگی عضلانی: برای رسیدن به حالت ارگاسم یا اوج لذت جنسی هنگام استمنا، عضلات بدن و دستگاه تناسلی چه در مردان برای تخلیهٔ اسپرم و چه در زنان برای پمپاژ خون به ناحیهٔ تناسلی منقبض میشوند. در صورت استمنا مکرر حالت عضلات مرتب در حال انقباض و گرفتگی قرار میگیرند و باعث ناراحتی دراز مدت میشوند.
آسیب و سکتهٔ مغزی: هنگام استمنا به دلیل هجوم خون به آلت تناسلی در آقایان و دستگاه تناسلی در بانوان و نرسیدن خون و در پی آن کمبود اکسیژن و غذا در مغز، احتمال سکتهٔ مغزی بسیار افزایش میابد.
بروز انواع سرطانها: بروز این سرطانها به دلیل کار کرد بیش از اندازهٔ عضو تناسلی بوده و در سیر طبیعی بدن به ندرت همچنین بیماریهایی مشاهده میشود.در جنس مذکر علاوه بر سرطان پروستات سرطانهای دیگری همچون سرطان آلت تناسلی (به انگلیسی: Penis Cancer) و سرطان بیضه (به انگلیسی: Testis Cancer) نیز مشاهده شدهاست. همچنین در زنان سرطان مهبل و مخاط مهبل (به انگلیسی: Vagina Cancer) و سرطان کلیتوریس (به انگلیسی: Clitoris Cancer) بروز پیدا میکند.
آسیب روحی-روانی: بیشترین آسیب و عارضهٔ خود ارضایی آسیبهای روحی و روانیای است که به خود فرد وارد میشود. مهمترین این عوارض افسردگی و احساس گناه پس از خود ارضایی است. ضعف حافظه و حواسپرتی، اضطراب، منزوی شدن و گوشهگیری، افسردگی و لذت نبردن از زندگی، پرخاشگری، بداخلاقی و تندخویی، کسالت دائمی و ضعف اراده، احساس حقارت و عدم اعتماد به نفس از دیگر عوارض روحی- روانی خودارضایی است.
عوارض اجتماعی: ناسازگاری خانوادگی، بیمیل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانی در ارتباط با جنس مخالف و همسر(استمنا بعد از ازدواج) احساس طرد شدن و از بین رفتن عزّت، پاکی، شرافت و جایگاه اجتماعی، دیر ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگی مشترک از آسیبهای اجتماعی خود ارضایی شمرده میشوند.
1ـ مرحله تحریک ۲ـ مرحله اوج ۳ـ مرحله ارضاء ۴ـ مرحله بازگشت فاز تحریک بر اثر تحریک روانی نیز به وجود می آید. مثلا رنگ چشم، مدل مو، کل شکل ظاهــری، بوسه، نوازش و یا دست زدن مستقیم به دستگاه تناسلی، یک صدا، یک حرکت لطیف و رمانتیک تصویری یا جسمی. در آمریکا پژوهشی صورت گرفته که طبق آن ۵۸ درصد از زنان بر اثــر نگاه مرد تحریک میشوند. این رقم برای مردان ۷۲ درصد است. ۱۲ درصد زنان و ۵۴ درصــد مردان بر اثر نگاه کردن به تصـویر لخت جنس مخالف تحریک میشوند.
ادامه مطلب
1 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیكه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه كنید:
- ( من) دوستت دارم
- ( من) برات می میرم
- (برای من) هیچكس مثل تو نمیشه
- ( من ) همیشه به فكر توام
-( من) را فراموش نكن
- ( من ) از تو رنجیدم
در حالیكه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.
جمله معشوق است و عاشق پرده ای
زنده معشوق است و عاشق مرده ای
ادامه مطلب
تازه عروس بنا به طبیعت ، از نخستین اكراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسمانی نیست كه اگر همراه با آرامش و خودداری و صبوری مرد باشد خیلی جزئی است. غالبا خود دختر هم نمی داند علت این هراس و اكراه در كجاست ؟ در واقع تازه عروس در این مرحله دچار نوعی " شرم " نیز هست . همه این علت ها را باید در جای دیگری جستجو كرد.
ادامه مطلب
از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برآرم، داد زبیداد کشم
شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منت آن را که به من داد کشم
عاشقم، عاشق روی تو، نه چیز دگری
بار هجران و وصالت به دل شاد کشم
در غمت ای گل وحشی من ای خسرو من
جور مجنون ببرم تیشه فرهاد کشم
مردم از زندگی بی تو که با من هستی
طرفه سری است که باید بر استاد کشم
سالها میگذرد، حادثهها میآید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو
سپند وار زکف داده ام عنان بی تو
ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارغ
زجام عشق لبی تر نکرد جان بی تو
چون آسمان مه آلوده ام زتنگ دلی
پراست سینه ام از اندوه گران بی تو
نسیم صبح نمی آورد ترانه شوق
ســــر بهـــار ندارند بلبـــلان بی تو
لب از حکایت شبهای تار می بندم
اگر امان دهدم چشم خونفشان بی تو
چو شمع کشته ندارم شراره ای به زبان
نمی زندسخنم آتشی به جان بی تو
ز بی دلی و خموشی چو نقش تصویرم
نمی گشایدم از بی خودی زبان بی تو
عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم
چو یادم آید از آن شکرین دهان بی تو
گزاره غم دل را مگر کنم چو امین
جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو
دل را سجاده ی نیایش میکنم
و به سوی آستان دوست پرواز میکنم
ای همه فکر زندگانی من کاشکی آشنا نمی شدمت
یا پس از عمری آشنایی کاش هرگز جدا نمی شدمت
زندگانی من زمانی بود که کنار تو زندگی کردم
من چو پاییز بودم همه عمر با بهار تو زندگی کردم
ای نهال امید من افسوس بهار تو جاودانی نیست
زندگی بعد رفتن تو بجز مرگ در جانب جوانی نیست
سالها با تو رفت و هیچ نرفت سخن از آتش نهانی من
حرفهای نگفته مانده آتش زد به زندگانی من
حیف شد که ما نگفتیم بهم که غلام وجود یکدگریم
این حقیقت نگفته ماند که هر دو بود ونبود یکدگریم
بی رخت ای گل همیشه بهار ،بهار مرا چه پاییز است
لب فرو بسته ایم ولی چه کنم دلم از اشتیاق لبریز است
آشنا را پس از جدایی تو تا ابد آشنا نمی خواهم
تمام وجود من برای تو بی تو هیچ از خدا نمی خواهم
یاد دارم هنوز هنوز در دل خویش اولین روز آشنایی را
کار در دیدم از آن ساعت آخرین لحظه جدایی را
آخرین لحظه ای که نزدیک است لحظه آخر جوانی من
اولین روز زندگانی تو آخرین روز زندگانی من
می روی تو نگفته ماند بسی حرفهایی که گفتنی بوده است
نشنیدیم عاقبت از هم حرفهایی که شنفتنی بوده است
در هوای شنیدن سخنی هر دو بس انتظار داشتیم
با هم حرفهایی که می گفتیم تو بگو ما چکار داشتیم
در نگاهم همیشه می دیدی که چه غوغایی از تمنا بود
در نگاهت همیشه می دیدم اولین عشق پیدا بود
با تمام وجود گاه و بیگاه هر دو بر هم نیاز می کردیم
با تمام نیازمندیها هر دو بیهوده ناز می کردیم
من در این آرزو از تو زبان به غنای عشق باز کنم
تو در این انتظار که من نغمه عاشقانه ساز کنم
هردو انتظار تلخ سکوت لب فرو بسته خطا کردیم
دونفر عاشق حقیقی را من و تو بی ثمر فنا کردیم
تو هنوز از برم نرفته و من اشک حسرت به دیده می نگارم
دلم همیشه از این می سوزد که نگفتم دوستت دارمهدیه روز زنش رو برا عشقش تقدیم کنه ایشاالله قسمت من و بقیه مجردا
باهم تصمیم گرفتیم حسابی سورپرایزش کنیم
(از این به بعد توی وبلاگم کلمه "عزیزش" یعنی نامزد داداشه.)
خلاصه با داداش برنامه ها رو ردیف کردیم کیک و هدیه هم گرفتیم و عزیزش هم اومد و واقعا همون دلمون میخواست شد عزیزش کلی ذوق زده شدن واقعا کیف کردم.
خدا ایشاالله همه زوج ها رو خوشبخت کنه خوب بکنه ما که بخیل نیستیم.
راستی شما نمیدونین این مسافرای مکه کی میان؟؟؟؟؟؟
الان هم داریم کیک می خوریم.....
فعلا....
بعضی چیزا از دور فوق العاده ان و دست نیافتنی
و فکر می کنی" اگه ..."
وقتی دست نیافتنی ها رو به دست میاری تازه می بینی :
بعضی چیزا درد سرن
بعضی چیزا تلخی رسیدن بهشون حال آدمو بهم می زنن
بعضی چیزا به درد بعضی آدما نمی خورن...
بعضی کارا آدم خودشو می خواد
پس چرا وقتی باز عقلتو خرج می کنی و خودتو از همه ی این بعضیای آزار دهنده و به درد نخور
جدا می کنی بازم میگی " اما اگه..."
هر روز بیشتر و بیشتر عشقم بهش بیشتر و بیشتر میشه...
درسته یکمی توش هوس هم وجود داره
اما اندازه ای که محبتش تو دلم جا گرفته
اندازه ای که علاقه قلبی دارم بهش
اندازه ای که عاشقشم
این هوس خیلی کوچیکه....
از ته قلبم میخوام دوستت داشته باشم ر.......
تبلیغات 